فادر، هو آر یو از ول! فادر، هو آر یو از ول!

از همان قدیم من یک وسواسی داشتم که توی یکدستی این صفحه کلمه انگلیسی توی چشم نخورد و به خاطر همین بعضی وقت‌ها انگلیسی را هم فارسی می‌نوشتم. اما هرطور حساب کردم دیدم نمی‌شود از فکر این پست گذشت. دیشب جلسه سوم فری دیسکاشن ما بود. موضوع بحث که راجع به شغل‌های در حال نابودی و شغل‌های جدید بود، اما نمی‌دانم چی شد که بحث کشید به ترجمه‌های اشتباه و من درآوردی از زبان فارسی به انگلیسی. جناب معلم گفت که چند وقت پیش توی یک نمایشگاهی، استند خیلی بزرگی را دیده متعلق به یک شرکت محصولات پتروشیمی با عنوان شرکت

"Vertical Waiting"

و بعد از ما خواست که حدس بزنیم چی بوده منظورش! قبل از خواندن بقیه مطلب فکر کنید ببینید به نظر شما چی بوده؟!

بعد چندثانیه من گفتم انتظار قائم؟ که گفت بله، شرکت منتظر قائم!!! من هم درجا مثال این عکس یادم آمد و برای کلاس تعریف کردم! راهنمایی‌اش هم این‌که باید تمام معادل‌های فارسی برای کلمه پرووینس را امتحان کنید و به تصاویر بالایش هم دقت کافی داشته باشید!

مثال بعدی باز از خود معلم بود. می‌گفت یک‌بار توی اولین جلسه یک کلاس مقدماتی زبان، داشته از بچه‌ها در مورد شغل‌ پدرشان می‌پرسیده، که یکی یک دفعه جواب داده:

"My father is not in the adverb of yard"

باز بچه‌ها یکی یکی دوزاری‌شان می‌افتاد و می‌زدند زیر خنده! واقعا چه اعتماد به نفس یا اصراری داشته طرف که در همان جلسه اول زبان، از عبارت پیچیده‌ای هم‌چون در قید حیات نبودن آن‌هم به انگلیسی استفاده کند! حسن ختام این میان‌برنامه مفرح هم خاطره یکی از دخترها بود که تعریف می‌کرد چند سال پیش وقتی تازه کلاس زبان می‌رفته، در جواب سوال معلمش خاطره رفتنش به شیراز را تعریف می‌کند که رفته به شیراز و حافظیه و سعدیه را دیده و بعدش هم رفته تو تخت‌خواب یه آقایی به نام...

"We went to Shiraz and we visited the Hafiz' and  Sa'di's grave and then we went to Jamshid's bed"

واقعا جا داشت شعار عنوان این پست را در مدح این نوابغ سر بدهیم! 

/ 10 نظر / 10 بازدید
گندم

[نیشخند] تو کف اون در قید حیات نیستن ام!![خنده] ولی اون پرووینس رو نفهمیدم!منظور عکسه چی بود آیا؟!

یه نفر

[قهقهه]قیدحیات !

تنها

وای خدا این تیکه تخت جمشیدش خیلی با حال بود[خنده] کلی با داداشم خندیدیم! May your hand not hurt[نیشخند]

امیر

با اینترنت 150 کیلو در ثانیه هم وبلاگت دیر باز میشه.

هانیه

این که همه چیز رو با حروف ژارسی می نویسی خیلی باحاله. من همین جا کژی رایت رو رعایت می کنم و می گم منم خوشم اومد از کار توف این روزا همین کارو می کنم یه جورایی انگار آدم داره حال زبان انگلیسی رو می گیره! [نیشخند]

ریحون و مرزه

چرا خبری از پست جدید نیست؟

نگین

این ماجرای تخت جمشید و قید حیات رو امروز سر میز نهار واسه اهل منزل تعریف کردم جوری از ته دل خندیدن که اشتهاشون سه برابر شد و همه غذاها رو خوردن [خنده] آقا مجبورید با نوشتن این مطالب جالبناک !! ضرر بزنید به اقتصاد خانواده ؟؟ [نیشخند]

بهار.ن

آقا این سری پستهای فری دیسکاشنتون رو ادامه بدین پلیز، من شخصن کلی مشعوف شدم : ))