اقتصاد سلفی

الان همه جا حرف اقتصاد است. حتی سر کار هم هر چند ساعت یکبار، ناخواسته می‌بینیم که با همکاران دور هم جمع شده‌ایم و مجله اقتصادی راه انداخته‌ایم و تحلیل می‌کنیم که ای بابا، پایه حقوق ماهانه در ایران الان یک اسکناس صد دلاری است و واحد پولی ریال ایران بی ارزش ترین واحد پولی دنیا شده و ... ولی آیا واقعا مساله ما الان مساله اقتصاد است؟ آن هشت سال پیش بود که مساله ما مساله اقتصاد بود و مساله مدل موی جوانان نبود. وگرنه الان بعد هشت سال تلاش در این عرصه، با وجود همه جوسازی‌ها مسیر ما در زمینه اقتصادی روشن است، و هیچ راهی پیش روی ما نیست الا "اقتصاد سلفی".

خوب به این واژه که گفتم دقت کنید و آن را چند بار تکرار کنید. پیش از این که در موردش توضیح بدهم، باید ابهاماتی را که حدس می‌زنم در مورد تلفظ صحیحش ممکن است وجود داشته باشد برطرف کنم. این واژه به صورت اقتصاد سلفی خوانده می شود که در آن سلف به کسر سین و سکون لام، یکی از سه عنصر پایه‌ای مدارهای الکتریکی یعنی مقاومت و خازن و سلف است. سلف هم‌چنین به محل غذاخوری دانشگاه نیز گفته می‌شود، هرچند که کیفیت پذیرایی در این محل شباهت چندانی به پذیرایی‌های سلف سرویسی که دیده‌ایم ندارد.

با یک مثال قضیه را روشن می‌کنم. من همیشه در محل کار، ناهار را از بیرون سفارش می‌دادم که هزینه ماهانه قابل توجهی می‌شد. اکنون شرایط کشور ایجاب می‌کند که من روش مناسب‌تری در پیش بگیرم، به همین خاطر هر روز برای صرف ناهار، از محل کار به دانشگاه می‌روم و برمی‌گردم. همکارهایم اولش می‌گفتند اوه، حوصله داری، اصلا صرف می‌کنه این همه بنزین بسوزونی، و ... که با یک حساب کتاب ساده نشان دادم که روشی که در پیش گرفتم چقدر مناسب شرایط کنونی جامعه ماست. هزینه غذای دانشگاه به طور متوسط پانصد تومن است درحالی که برای غذای حاضری این عدد برابر 4500 تومان است. مسافت رفت و برگشت شرکت و دانشگاه هم پانزده کیلومتر می‌شود که با ماشین من از قرار صدی شش و نیم می‌کند یک لیتر. از آنجا که من در ماه به طور متوسط دو باک بنزین چهارصدتومنی و یک باک هفتصد تومنی مصرف می‌کنم، هزینه متوسط این یک لیتر هم می‌شود پانصد تومان. زمان ناهار و نماز شرکت هم که یک ساعت است و در اختیار خودمان. مجموعا می‌کند از قرار روزی 3500 تومان، که با احتساب ماهی بیست روز کاری، می‌شود هفتادهزار تومان صرفه جویی در ماه از طریق رفتن به سلف دانشگاه. این همان اقتصاد سلفی است.

فکر کنم سرنخ قضیه را دادم. العاقل یکفی بالاشاره. دیگر مشخص شد که اقتصاد سلفی چیست و چقدر منطبق بر نیاز امروز کشور ماست. حالا دیگر خودتان بروید و جوانب دیگرش را نیز کشف کنید و برای دیگران بازگو کنید و هی از من نپرسید. همین‌قدر را هم از سر خیرخواهی گفتم. فقط برای این که کسی به بیراهه نرود راهنمایی کنم که اقتصاد سلفی این نیست که بریز و بپاش بشود، این نیست که آدم به سختی بیفتد، این نیست که آدم بیش از اندازه خرج کند، این نیست که آدم کم خرج کند و خودش را در تنگنا بیندازد، این نیست که آدم با هر کس و ناکسی رابطه برقرار کند و این نیست که آدم بی رابطه و منزوی باشد، و از این حرف‌ها. حالا بروید و مساله اقتصاد سلفی را که نیاز امروز ماست برای بقیه هم بشکافید و توجه داشته باشید که بدیهی است که تکرار این کلمه به دفعات زیاد به خودی خود آثار مثبت بسیار زیادی دارد پس تا می‌توانید تکرارش کنید. در پایان هم احتیاطا یادآوری می کنم که موضوع مورد بحث اقتصاد سلفی است و با اقتصاد خازنی یا موضوعات مشابه دیگر اشتباه گرفته نشود.

/ 9 نظر / 12 بازدید
مسعود

البته این تیپ اقتصاد جنبه شخصی و self اش از جنس myself است و در نهایت هزینه ها همونه اما از جیب دانشگاه ! اما خوب میشه از نظر مدیریت اقتصاد شخصی بهش نگاه کرد . من هر روز 3200 کرایه رفت و برگشت به و از دانشگاهم میشه اما یه مدت با مترو و اتوبوس میرم کلش به 800 کاهش پیدا کرد ، درسته وقت بیشتری میشه تو مترو تلف میشه ولی به جاش آرومتره ، داد و بیداد و فحش کاری مردم تو تاکسیارو دیگه مجبور نیستی تحمل کنی تازه کتابم میشه خوند .[نیشخند] خلاصه اینم از اقتصاد سلفی ما . بقیه دوستان هم ایده بدند . [سوال]

یلدا

خب پس بهتره بخونی که What doesn't kill you makes you stronger [چشمک]

امین

با توجه به اینکه هر نوع اقتصادی- از جمله اقتصاد سلفی- فعلا در مسیر اقتصاد مقاومتی قرار می گیره ما با مساله ثابت زمانی روبرو میشیم. همان طور که مهندس جان بهتر از من میدونی اگر اقتصاد رو سلفش رو زیاد کنیم - با فرض ثابت موندن اقتصاد مقاومتی-ثابت زمانی کم میشه و زمان رسیدن به استدی استیت زیاد. یکی از راهکارها اینه که مقاومت اقتصاد رو زیاد کنیم جوری که اندازه ی خر شه. این طوری اقتصاد های سلفی سریع به حالت پایدار می رسونندت. البته مساله دیگه قطب اقتصاده که ممکنه با توجه به نسبت اقتصاد مقاومتی به سلفی ..ییده بشه. (به نقل از مسول کارگاه ماشین که فرمود: خاموش کنننننن! قطب ماشین و ...) آقا این هم یک تحلیل فنی و دقیق :دی

امین

بله مهندس جان هر چی می کشیم از ایم مثبت منفی هاست :دی . قطب و ثابت زمانی خلط شده بود در تحلیل بنده :) .ولی این کرسی های آزاد اندیشی رو اگر همینطور ادامه بدیم به حق از این پیچ تاریخی هم عبور می کنیم :)

فرانک

از بس فنی بود این نظریات من کلا فراموش کردم چی می خواستم بنویسم

فرید

agha bayad kand!! eghtesade selfi yani inke bayad bekkani, age chenahche kandi ke kandi, vagarna chizi bedast nemiari man albatte bishtar az manzare elme eghtesad in tahlil ro era'e dadam!!

فرید

این آموزه میگه: "باید کند". شخص باید از طریق ممارست در تشخیص خودش بفهمه که چطور و از چه چیز باید کند. برخی گفتند یک سفره هست که باید از اون کند. برخی گفتند کندن به عمل هست نه به نیت. برخی هم گفتند که برای هر کس یک راه کندن وجود داره!!

نرگس

عی بابا پسر تنبل بازی نکن شامو یه کم بیشتر درست کن ک فردا ناهارم همونو بخوری حال داری تا دانشگا بری؟؟؟؟ ما ک باوجود توانایی بسیار بسیار بسیار اندک در زمینه آشپزی‚ دور غذاي سلفو خط كشيديم خودمون يه كوفتي تو خونه درست ميكنيم تنبلي نكن جانم تنبلي نكن

ستاره

آقا منم با اجازه یه راهکار ارائه بدم ؟ کافیه شما نه هر روز .. بلکه فقط یک روز در میون بجای اینکه برید دانشگاه غذا بخورید و ایضاً بنزین بسوزونید ، یه لقمه از خونه بذارید توی کیفتون واسه نهار .. نمیگم نون و پنیر چون میدونم آقایون با این چیزا سیر نمیشن !! مثلا کتلتی ، کوکویی .. سالاد الویه ای چیزی .. بعد ببینید صرفه جویی یعنی چی .. بعد عوضش شب برید خونه شام مفصل نوش جان کنید آقا بد میگم ؟