هفته سینمایی - سه

ماجرای فیلم سوم هم از وقتی شروع شد که اتفاقی توی فیس‌بوک، اطلاعیه نمایش خیریه فیلم برف روی کا‌ج‌ها از طرف بنیاد کودک را دیدم و گفتم حالا که دور فیلم دیدن است چی بهتر از این، هم "فیلم برتر جشنواره از دید تماشاگران" را می‌بینیم و هم ثواب می‌کنیم! این شد که با کلی زحمت دو تا بلیط جور کردم. راستش فک می‌کردم قرار است پول دیدن معمولی فیلم را کمک کنیم به بنیاد، و به هیچ وجه خودم را برای این حجم از ثواب و کار خیر آماده نکرده بودم، حتی با وجود حضور کارگردان و بازیگران اصلی فیلم، ولی دیگر چه می‌شد کرد، ثواب کرده به جوی برنمی‌گردد! خلاصه که هرچی فیلم مجانی دیده بودیم و بعدا دیدیم و خوراکی‌هایی که خوردیم تلافی شد!

موضوع فیلم خیانت است. طبیعتا هم به علت محدودیت‌های سینمای ایران، خائن، مرد داستان است. یادم هست جشنواره امسال، داد یک عده‌ای درآمده بود که وااخلاقا، این چه وضع سینما است و چرا این همه فیلم درمورد خیانت داریم در یک جشنواره. از دو جنبه فکر نمی‌کنم خیلی این انتقاد روا باشد، اول این‌که ظاهرا تعداد این فیلم‌ها هرچقدر هم که باشند نسبت به کل فیلم‌های جشنواره، آنقدر زیاد نیست و ثانیا هم این‌که کلا، موضوع "رادستی" است! یعنی شاید بهترین گزینه است برای گره انداختن در داستان و خدا می‌داند چقدر فیلم در موردش ساخته شده و خواهد شد. به خاطر همین گزینه خوبی به نظر می‌رسد برای این که هر کارگردان تازه‌کاری مثل پیمان معادی، خودش را با آن محک بزند.

پیمان معادی وقتی جایزه ویژه فیلم تماشاگران را گرفت، از اصغر فرهادی هم تشکر کرد که به نوعی رفیقش محسوب می‌شود. فرهادی‌ای که در همین هفته گذشته، افتخاری شاید تکرار نشدنی را نصیب ایرانیان کرد. من خودم جدایی را دوست داشتم اما به هرحال نه مثل درباره الی که چهار بار دیدمش. اما این آخری‌ها دیگر یادم رفته بود که اصلا فیلم چی بود و فقط دلم می‌خواست فرهادی این افتخار را که به هرحال به‌خاطر سابقه کاری‌اش، لایقش است، از آن خودش و کشورش کند. مثل دو سال پیش که هرچقدر بیشتر به روز انتخابات نزدیک می‌شدیم، کم‌کم آن چیزهایی کوچکی از نماینده محبوب‌مان که شاید به مذاق‌مان جور در نمی‌آمد را فراموش می‌کردیم و فقط به پیروزی‌اش امید بسته بودیم، با این تفاوت که آن یکی نشد و این یکی چرا...

اتفاقا موید ادعایم در پرطرفدار بودن سوژه خیانت، خود همین آقای فرهادی که سوژه دو فیلم‌ قبلی‌اش قبلیش خیانت زنانه ایرانی شده (بی‌وفایی) توی درباره الی و خیانت مرد در چهارشنبه سوری بود. به هرحال آدم دوست ندارد هنرمندانی که بهشان دل بسته یکجا درجا بزنند. مثلا هیجان‌انگیز است که آدم بداند بعد از ساخت این همه فیلم جنگی، اصغر فرهادی ما که مقبول آکادمی اسکار هم افتاده اگر قرار باشد به جنگ نگاه کند چطور می‌بیندش، یا اعتیاد، یا خیلی موضوع‌های دیگر؟ همین را هم می‌شود برای پیمان معادی آرزو کرد، کارهای خوب و متفاوت در آینده.

اما خود فیلم و زاویه دید معادی به این سوژه همیشگی. فیلم خیره کننده نیست، اما خوب است مخصوصا برای تجربه اول یک کارگردان. فیلم موفق شده فضا و شخصیت‌های خودش را خلق کند، که مقبول بیننده می‌افتند. سیاه و سفید بودن فیلم هم به خلق این دنیای خاص کمک کرده است. و همین‌طور بازی خوب و متفاوت مهناز افشار، که باعث می‌شود خودت را در دنیای دیگری ببینی. دنیای بسیار کوچک یک زن سنتی. آنقدر کوچک که حتی نمی‌فهمی در کدام زمان است و در کدام مکان. زنی که زندگی‌اش، ورزشش، دوستش، عشقش و حتی کارش در همان محله خلاصه می‌شود. زنی که رانندگی بلد نیست و حتی علاقه‌ای هم بهش ندارد، و به قول یلدا از اول تا آخر فیلم هم یک روسری کلفتی سرش است! آن‌وقت است که باور می‌کنی خواسته‌های چنین زنی از زندگی، نمی‌تواند آنقدری هم زیاد باشد، و فقط وقتی این خواسته‌های خیلی کوچک هم برآورده نشود، آن وقت است که تازه ممکن است به یاد بیاورد که چه چیزهای دیگری را نیز در زندگی نداشته است... تقریبا تمامی سکانس‌های مشترک مهناز افشار و صابر ابر، بسیار خوب پرداخته شده و دلنشین هستند، و فیلم هم آنقدر خوب فضاسازی شده که حتی تا مدتی، آن سکانس دلتنگ کننده برف روی کاج‌ها، از یادت نرود...

 

/ 3 نظر / 3 بازدید
ف.ن

دكترا هم شريفين ؟

سعید نوروزی

بی وفایی از جمله رفتارهایی است که اخیراَ متخصصان روانشناسی به گونه ای آن را یک نوع رفتار اعتیادی می دانند. به عبارت دیگر وقتی کسی یک رابطه خارج از زناشویی را می آغازد به گونه ای یک مسیر پاداش را در مغزش می آغازد که مدام به دنبال تقویت آن است. از طرف دیگر مصرف مواد هم تقویت یک مسیر پاداش است. به این ترتیب آدمی به دنبال کسب لذت از بیرون خودش است یا با مواد یا با رابطه عاطفی. به همین دلیل زنان مصرف مواد شوهرشان را به منزله یک هوو یا معشوق می نگرند که توجه مرد را به خود معطوف داشته است و مردان رابطه خارج از حیطه زناشویی را نه یک روش کسب لذت که یک تابو می نامند. سوالی که مطرح میشود این است چرا کسب لذت از بیرون از خود و با مواد یک رفتار اعتیادی است و تحمل پذیر تا کسب لذت از طریق رابطه خارج از حیطه زناشویی که یک تابو و رذیله اخلاقی است و تحمل ناپذیر؟

فرید

آقا مرسی از این نوشته های سینمایی! فرصت بشه ما هم فیلمای توصیه شده ات رو ببینیم! ببین برداشت من اینه که درباره الی در مورد خیانت نبود بیشتر در مورد قضاوت و دروغ بود. قبول داری؟