فردا که بهار آيد...

   ۱.«اعلاميه امروز حکومت نظامی حدعه و خلاف شرع است و مردم به هيچ وجه به آن اعتنا نکنند.»

   يادم می ياديه ماه پيشو شب امتحان انقلاب.خوندن جزوه استاد کار سختی بود چون اولا دری وری بود بعضی جاهاش و ثانيا اين که فردا امتحان الکترومغناطيس هم داشتم و ثالثا اين که می خواستم يه جوری بخونم که ۲۰ بشم.تو اين هيری ويری يه دفعه رسيدم به اين جمله.نا خود آگاه درنگ کردم...

   نمی دونم می دونی اين از کيه مال چه وقتيه يانه.ميگم.اين آخرين بيانيه و ضربه انقلاب يه ملت بود.به اين بيانيه يه ملت ريختند تو خيابون و کار يه رژيم رو يه سره کردند.خوب دقت کن که نه با يه بيانيه طولانی٬يا تحريک کننده احساسات ملی يا مذهبی٬يا هر جور ديگه ای٬بل با همين جملات ساده.با همينا يه ملت جونشون رو گذاشتند کف دستشون و...

   بايد اين جور آدما رو بيشتر شناخت اگر بگذارند بعضی ها.اصلا ببينم٬تا حالا کلمه «کاريزما» به گوشت خورده است؟

   ۲.عجب برفی می آيد!هر قدر هم نگاهش می کنی از رو نمی رود!ياد ندارم نظيرش را الا به خاطراتی گنگ از بچگی تر هايم.دوست داشتنيست.حداقل برای ما کم درد تر ها...خدايا چه می شود که گاهی کسی رقص دانه های ريز و درشت برف در آغوش باد را دوست ندارد؟می دانم...می دانم.دعا می کنم...

  راستی چيزی فکرم را مشغول کرده.اگر ۲۶ سال پيش اين روزها چنين برفی می آمد آيا...؟ 

/ 2 نظر / 6 بازدید
نمی گم

یعنی باور کنم آدمی به استعداد جناب که همچی نکته یباریکتر از مویی رو کشف می کنی نمی تونی یه مقایس ی کوچولو بکنی بین تیر وترکش برف رقصان وزیبا .....در ضمن با فرض اینکه این جمعه رو تهران بودی می گم بد نبود یه سر تا خیابون آزادی می رفتی و می دیدی که تو برف بعد از ربع قرن .....می گن توی ۱۵ سال اخیر برف بی نظیر بوده و البته در یه همچین مدتی جمعیت راهپیمایی هم ...سعید جان دعا یادت نره دعا که مردی بسپر قاصدک خودش برام میاره....یا علی

elham

مامانم می گفت اون سالی که انقلاب شد هم هوا خيلی سرد بود...