پستچه ای در باب عمیقاً تحت تاثیر قرار گرفتن

همکارم به طور جدی سریال حریم سلطان را پیگیری می کند. تجملات زندگی محصور در قصر، لباس های بلند و پرزرق و برقی که زمین را می روبند و شیوه گوش نواز ادای جملات و القاب قلنبه حسابی رویش اثر گذاشته اند. در این حد که رؤیاهایش پر شده اند از طلا و جواهرات و خدمتکار و سخنان چاپلوسانه خوشایند. تعریف می کرد که در عالم خواب و بیداری بوی سوختگی غذایش را حس می کند اما رؤیای قصر سلطان مانع از جا بلند شدنش می شود. همسرش که برای نجات غدا می رفته می شنود که با لحنی شل می گوید خدمتکار کجاست؟ دستور می دهیم به اینجا بیاید! خلاصه سوژه خنده خانواده اش شده بود. می خواهم بگویم بالاخره آدمیزاد است دیگر. فانتزی کاخ نشینی دوران کودکی اش را به شکل نوستالژیکی در سریال ها پیدا می کند و غرق لذتی می شود که به خوابهایش رنگ و بوی هیجان انگیزی می بخشد آن قدر که ادامه رؤیا را به جلوگیری از سوختن شام ترجیح می دهد.

/ 1 نظر / 12 بازدید
میممصطفی

[لبخند] واقعا ما زیادی اهل جو گیری هستیم! از آقای رئیس جمهور توی اعلام عزای عمومی سوگ هوگو گرفته تا ایشون که شما نقل کردید. دممون گرم [چشمک]