عاقبت دکترا خوندن تو این مملکت

همکارمون صبح دانشگاه کار داشت، با ماشین خودش رفته بود، ماشین رو تو خیابون پشت دانشگاه و کنار مترو گذاشته بود، رفته بود استادش رو دیده بود، کارهای اداری رو انجام داده بود، سه ساعتی اونجا بود، بعد از در اصلی دانشگاه آژانس گرفته بود و برگشته بود شرکت.

 

/ 1 نظر / 12 بازدید
نرگس

[قهقهه] خب گناه داره بچه لابد همیشه بی ماشین میرفته دانشگا. برحسب عادت فک کرده اون روزم بی ماشین اومده.